رفتن به محتوای اصلی

اهداف

اهداف مجتمع آموزشی غیردولتی طرح نو

  تعلیم و تربیت رکن رکین هر اجتماعی است، چرا که نیروهای انسانی هر اجتماعی بر اساس مدل ­های تربیتی رشد­کرده و ارزش­ های تعلیم یافته را بکاربرده و ساختار اجتماعی را بر این اساس شکل­ می ­دهند. آنچه به کودکان در نظام  تعلیم و تربیت ارائه می شود، چشم­ انداز آینده ی زندگی آنان را شکل می دهد. روش تعلیم و نگاه به آموزش و جایگاه کودک در این نظام، تعین کننده­ سیاست های اجرایی است. با پیشرفت علم و آگاهی انسان از چگونگی یادگیری و شناخت مراحل رشد کودک، از دهه  پنجاه میلادی به بعد بشر به این نتیجه رسیدکه آموزش به معنی انبارکردن دانسته­ ها در مغز نیست بلکه آموختن این نکته است که با شرکت در فرآیند آموزش، استقرار دانش امکان پذیر می ­شود.

  دانستن، یک فرآیند است نه یک نتیجه. هیچ شیوه­ ی آموزشی واحد، برای همه ­دانش­ آموزان مناسب نیست. ممکن است ما هیچ زمان به نتیجه نهایی نرسیم ولی آن­چه در مسیر آموخته می ­شود بسیار مهم­تر از نتیجه است. نباید به کودک به مثابه ­ماشین نگاه کرد، در آموزش باید صبور بود، انتظار این­که آموخته های کودکان باید سریع جذب شود یا باید آنها آموخته های خود را بروز دهند توهمی است که باید از آن فاصله گرفت. نوع نگاهی که کودک به زندگی، درس، اطرافیان، دوستان و خانواده دارد نگرش او را شکل می ­دهد که گستره­ ی وسیعی از نگرش مثبت عام تا منفی عام را در بر می­ گیرد. در این میان تفاوت های فردی بسیار مهم است، چراکه استعدادهای آدمی(هوش) ظرفیتی زیستی و روانشناختی است که اطلاعات قدیم و جدید را به شیوه های معینی پردازش می کند.در این نگرش تشویق، روحیه پرسشگری، گفتگو، درک تفاوت ها و تنوع از اهمیت والایی برخوردار است. بنابراین نباید نگران این موضوع بود که کودک به سرعت پاسخ سوال مربوطه را نمی­ دهد. اگر رویداد آموزش مناسب  باشد، در زمان مناسب وی رفتار مناسب رانشان خواهدداد.

اگر این گونه به تعلیم و تربیت بنگریم متوجه می ­شویم که:

  یادگیری بینشی است که نیاز به پاداش ندارد، بلکه یادگیری نوعی پاداش است و برای یادگیری"اشتباه" لازم است. درجایی که اشتباه کردن مجاز نیست احتمالاً یادگیری شکل نمی ­گیرد. بنابراین رقابت اگرچه ممکن است موجب بلند پروازی در آرزوها و جاه طلبی برای حرکت شود، اما به همان اندازه به اضطراب و نومیدی می ­انجامد. بنابراین جامعه­ ی سالم جامعه­ ای است که با تفاوت های فردی به نحو عاقلانه و انسانی برخورد کند و اشتباه کردن را امری عادی بداند.

علمای تعلیم و تربیت بر این یافته تاکید دارند که بشر حداقل هفت استعداد یا هوش داردکه عبارتند از:

۱هوش زبانی_کلامی: زبان وسیله ی تفکر است. رشد شناختی ارتباط نزدیکی با رشد مفهومی دارد. بحث کلامی، تهیه و حل جدول کلمات متقاطع، یافتن اطلاعات از روزنامه و کتاب، خواندن شعر، ساختن نشریه و روزنامه دیواری به رشد آن کمک می کند.

۲. هوش فضایی_دیداری: ساخت و درک نقشه ها نمونه ای از هوش دیداری است. طرح ریزی برای ساخت اسباب بازی، تهیه نقشه کارهای دستی، تجسم اشیا درذهن و نقاشی به پرورش این استعداد یا هوش منجر می شود.

۳.  هوش منطقی_ریاضی: بودجه بندی و برنامه­ ریزی برنامه سفر و گردش، تمرین ریاضی، مدیریت زمان حل معما و چیستان، توانایی دیدن و ساخت الگوها و روابط بین اشیا از عواملی است که باعث رشد این استعداد می­ شود.

۴هوش بدنی: ورزش، کاردستی، نجاری، خیاطی، حرکات موزون، ژیمناستیک، چیستان­ های سه بعدی مثل مکعب روبیک­، تعمیر وسایل شخصی مثل دوچرخه و لوازم خانگی برای پرورش این استعداد مفید است.

۵هوش موسیقیای: همه کودکان توانایی موسیقی خام دارند. واکنش طبیعی نسبت به آهنگ ریشه در آهنگ ضربان قلب مادر دارد. آموزش موسیقی به پیشرفت خواندن و حل مسایل ریاضی کمک می کند. تکرار ترانه ها و سرود ها­، تشخیص آهنگ ها، حرکات موزون ونواختن ساز در ارتقای این توانایی موثر است.

۶هوش میان فردی: یعنی توانایی درک دیگران. خودمحوری محدود­کننده ی این هوش است. فرصت یادگیری در کنار دیگران، آموزش به دیگران، بازیهای جمعی، آموزش زبان دوم و مکالمه آن در موقعیت های زندگی یادگیری از دیگران باعث موفقیت در پرورش این استعداد است.

۷. هوش درون فردی یا فراشناخت: مهمترین بخش هوش آدمی بوده، با پردازش همه  صورت­ های دیگر هوش همراه است. همان دسترسی به افکار و عواطف و این­که "چه فکر می­ کنم" و "که هستم" است که بطور خلاصه حاصل آن همان جمله ی مشهور "خود را بشناس" است. این استعداد در اواخر کودکی بروز می­ کند. داشتن دفتر خاطرات، برنامه ریزی برای استفاده از وقت ،درک احساس و روحیه ی خود، ارزشیابی کارهای خود در تکمیل کردن آن کمک­ کننده است.

  همه آنچه گفته شد مارادر سال ۱۳۸۰ بر آن داشت که محیط آموزشی فراهم کنیم و در آن بکوشیم این دانسته ها را عملی و اجرایی نماییم. رسیدن به این برنامه اجرایی با ۳ سال کار مستمر و تماس با صاحب نظران، دیدار از مدارس دیگر و مطالعات مستمر انجام شد. و در سال ۱۳۸۳ کار خود را با ۴۰ دانش­ آموز در مقطع ابتدایی در خانه­ ای واقع درکوی منظریه آغاز نمودیم و بعد از گذشت ۱۴ سال اکنون این مجتمع با بیش از ۶۰۰ دانش­­ آموز فعالیت خود رادر بنایی با مساحت بالغ بر ۳۲۰۰ مترمربع و ۶۰۰۰ مترمربع فضای آموزشی ادامه می­ دهد.

در پایان لازم به ذکر است یادگیری به مثابه­ ی یک مثلث بوده که ۳ ضلع تشکیل دهنده­ آن والدین، دانش­ آموز و مدرسه است.اگر اضلاع این مثلث تناسب داشته باشند برنامه­ ی اجرایی مدرسه به­ خوبی ارائه می ­شود و بهره ی اصلی و نهایی آن را کودکان مان خواهند برد. بنابراین شناخت ما از یکدیگر بسیار مهم است و انتظارات ازیکدیگر باید مبتنی بر شناخت و متناسب با توانایی هایمان باشد تا بتوانیم اوقات خوش و پربهره ای برای فرزندانمان فراهم کنیم.

تصاویری از محیط مجتمع آموزشی طرح نو

آشنایی با سایر امکانات مجتمع آموزشی طرح نو